تبليغاتX
KIDNAPPED - شبی که ستاره نداشت!

دیشب, هنگامی که پتوهایمان را تا زیر چانه هایمان بالا می کشیدیم و احساس امنیت محض به ما دست داده بود هرگز فکرش را نمی کردیم که آن شب فرقی با شب های گذشته و آینده مان داشته باشد.در واقع آنقدر مجذوب گرمای اتاق و سنگینی پتوی رویمان شده بودیم که فکرش را هم نمی کردیم چیزی آرامش خواب نازنینمان را به هم بزند.

وقتی انگشتان نازک و خوش ترکیب خواب پلک هایمان را آرام آرام و با حوصله می بست متوجه سایه ای که از در اتاق به درون خزید نشدیم....نه نشدیم زیرا حواسمان بیشتر از این ها پرت بود.

سایه آرام و با حوصله به درون خزید و در گوشه اتاق جا خوش کرد...عجله ای نداشت؛می دانست  به اندازه ی یک عمر برای انجام خواسته هایش فرصت دارد.

زیر زیرکی خندید اما خنده اش نه صدایی داشت نه حالتی را در چهره ی نداشته اش منعکس می کرد...

و سایه شروع کرد به بزرگ شدن و آن قدر بزرگ شد که تمام فضای اتاق را در برگرفت و حتی اگر چشمانت را که هم اکنون خواب آلوده بودند باز می کردی چیزی احساس نمی کردی چون در تاریکی مطلق ِ شب کنجکاوی برای دیدن سایه ها بی معنیست.

دیشب وقتی خواب بودیم چیزی در قلب هایمان فرو رفت و ذهن هایمان را محدود کرد , عشق هایمان را به چالش کشید و روزهایمان را تکراری کرد روزهایمان را کوتاهتر و شب هایمان را تاریک تر کرد... گوش هایمان را ضعیف و دهان هایمان را آلوده کرد و ما هیچ چیز را احساس نکردیم درست مانند جذب شدن یک قرص خواب آور توسط بدن ما این ها را جذب کردیم و پذیرفتیم و از آن تنها احساس سرگیجه ای که گاه و بیگاه به سراغمان می آید باقی ماند.

شاید عده ای از ما وقتی فردا از خواب بیدار شدیم احساس ضعف می کردیم یا احساس می کردیم اتفاق بدی افتاده است اما بیشتر ما حتی این احساس را هم در درونمان نداشتیم...

                                               ******************************

و حالا خیلی از دیشب گذشته است شاید روز ها و هفته ها و سال ها از دیشب گذشته باشد.دیشبی که هیچ روز خاصی در تقویممان نیست.دیشبی که هیچ کس یادش نمی آید کی بوده است و حتی عده ای آن را انکار می کنند.

دیشب شبی بود که انسانها راه خود را گم کردند و روحشان را پیش از خود به بیراهه فرستادند.

دیشب شبی بود که سایه ها روح و قلب دیوانگان تاریخ را تسخیر کردند.

دیشب شبی بود که حوا میوه ی ممنوعه را لمس کرد و انسان از اوج ملکوت به منجلاب زمین کشیده شد.

و حال حتی با کمک پانویس تقویم ها هم نمی توانیم دیشب خودمان را پیدا کنیم.




+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:13  توسط Sohora  |