البته ماها دوست داریم فریب بخوریم دوست داریم توی یه هزارتوی الکی که خودمون مسیرش رو طراحی کردیم گیر بیافتیم و در تلاش باشیم که از توی اون بیرون بیایم چون در غیر اینصورت اونقدر دچار روزمرگی میشیم که حتی از زنده بودن خودمون هم خسته میشیم.
هدایای زمان رسیدن به چیزهاییه که دوست داری ولی وقتی به اون چیزها میرسی تازه میفهمی تلاش برای رسیدن به اونها برات لذتبخش تر از رسیدن به اونها بوده.
زمان همیشه در حال بازی دادن ماهاس به همین خاطره که وقتی منتظر چیزی هستیم زمان به کندترین وجه ممکن سپری میشه و وقتی داری از چیزی لذت میبره به سرعت تموم میشه.
آه که چقدر از حرکت عقربه های ساعت و صدای تیک تیک مسخرش بدم میاد کاشکی راهی برای فرار از زندانی که زمان برامون ساخته وجود داشت.کاشکی هروقت دوست داشتی برمیگشتی به عقب و اشتباهاتتو جبران میکردی کاشکی وقتی به لحظه های زیبای زندگیت میرسیدی زمان رو آهسته میکردی و زمانی که نیاز به فکر کردن داشتی زمان رو متوقف میکردی تا هرچقدر که دلت میخواد فکر کنی...
حیف که همه ی اینا یه رویا بیشتر نیست البته رویایی که شاید یک روز بشریت به اون دست پیدا کنه.